X
تبلیغات
ღ دست نوشته های دختر چادری ღ




























Blog l Profile l Archive l Email l Design by


ღ دست نوشته های دختر چادری ღ


دردت بــه جــآن ِ بـی قــرارم ...

تـــو بخنـــ :) ـــد

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم فروردین 1393ساعت 10:26 توسط زهــــــرا|

میگن : موجیه ! دیوونه است ! باید ازش دور شد ...

میگن : موجیه ! باید دست و پاش رو به تخت بست ... باید زندانیش کرد ...

میگن : موجیه ! امیدی بهش نیست ! عقل درست حسابی نداره ...

میگن : موجیه ! اصلا کی بهش گفت بره جبهه ... بره جنگ ... بره جلو گلوله ؟

میگن : موجیه ! خطر سازه ... بحران آفرینه ... باید از آدما دورش کرد ...



میگم : موجیه ! عاقله ... باصفاست ... با مرامه ...

میگم : موجیه ! بی آزاره ... دلش دریاست ... هنوزم اهل خاکریزه ...

میگم : موجیه ! جانبازه ... واسه من ... واسه تو ... واسه ما ...

میگم : موجیه ! دمش گرم وقتی خیلی ها خواب بودن شد سپر بلا ...

میگم : موجیه ! خطرناکه ... وقتی به ارزشهاش توهین بشه میزنه به سیم آخر ...

 موجی.jpg
نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم فروردین 1393ساعت 23:18 توسط زهــــــرا| |

ننگ بر شیعه بودن من اگر ، مجلس روضه ای به پا نکنم

روزی فاطمه "علیها سلـام" حرامم باد ، اگر این عید را عزا نکنم ...!

+ اللهم العن قاتلی فاطمه الزهرا علیها سلـام ...


پ.ن: گفتند عوام عید گرفتند ... بگیرند ...

ما در غم زهـــــرای علـــــی تیره لباسیم !!!

نوشته شده در جمعه یکم فروردین 1393ساعت 18:16 توسط زهــــــرا| |



ناگهان بال و پرم آتش گرفت ...

سوختم پا تا سرم آتش گرفت ...

با گلت سیلی نمیدانی چه کرد ...

پلک چشمان ترم آتش گرفت ...

دست آن نامرد داغ از کینه بود ...

زد به رویم معجرم آتش گرفت ...

گرم عشقت بودم از خود بی خبر ...

بین شعله پیکرم آتش گرفت ...

با تماشای تن خونین من ...

قلب زینب دخترم آتش گرفت ...

بانگ سر دادم که ای فضه بیا ...

نازدانه گوهرم آتش گرفت ...

روضه خوانم شد خدا فرمود آه ...

دختر پیغمبرم آتش گرفت ...

نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اسفند 1392ساعت 22:30 توسط زهــــــرا| |



بــه چــادرت میخنــدنــد...

بــه تــاج بنـــدگـــی ات طعنـــه میــزننـد ...

مبـــادا دلســـرد شـــوی بـانـــو ...

هیـــزم بــرای آتــــش غـــُربــت زهــــرا نبـــاش ...

کــه ایـــن روزهـــا فـــاطمــه خیلــــی غـــریــــب اســـت ...



الســـلام علیک یـا فـاطمـة الـزهـرا "سلـام الله علیها "

نوشته شده در جمعه نهم اسفند 1392ساعت 12:21 توسط زهــــــرا| |


دختـر کـه باشی ، هر دم دلت ضعف میرود برای مــادرت !!!

 md2 جمله های جدید و زیبا تبریک روز مادر

التمـاس ِ دعـا بـرای ِ مـــــادرم :(


نوشته شده در پنجشنبه هفدهم بهمن 1392ساعت 18:1 توسط زهــــــرا| |

چـادرِ مـن

نـه بـرای نشـان دادن فقـر در سریـال هـای کشـورم است ...

نـه لبـاس متهمـان ِ دادگـاه و زنـدان هـا ...

چـادر مـن تـاج بنـدگـی مـن است ...

سنـد زهـرایی بـودنـم را امضــا میکنـد ...!

http://khaleghdad.persiangig.com/%D8%AD%D8%AC%D8%A7%D8%A8.jpg

نوشته شده در پنجشنبه سوم بهمن 1392ساعت 18:53 توسط زهــــــرا| |


عرش ِ زیـر پــایـت ، برایـت بهشـت میشـود


وقتـی کـه


گـام هـایـت را بـا وقــار روی  آن مینهی ...


و با هر وزش ِ چــادرت ؛


عطـر ِخـُـدا را در فضـا می پراکنی ...


1334482410113286_large.jpg

 

 بـــانو ؛ تو  و  وقـارَت ،

مصـداق ِ " فَتَبـآرکَ اللهُ احسَنَ الخـآلقین" ایـد ...


نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم دی 1392ساعت 18:33 توسط زهــــــرا| |


دختراني را مي شناسم كه صورتي مي پوشند ...!

لاك قرمز مي زنند ...!

ناز مي كنند ...!

عروسك دارند ...!

لوس مي شوند گــآهي

و لبخنـــد مي زنند

اينهايي  كه مي شناسم دخترند ...!

ولي

به دخترانه هايشان چوب حراج نزدند ...!

ياد گرفته اند "همه" لايق دخترانه ها نيستند ...! (1)

اينهــآ هم دختـرند

با چاشني چــآدر

و نمك حيــا ...



1- رسول اكرم:

بهترين زنان ، آن زن بسيار مهربان و پاكدامن است كه براى شوهرش خودآرايى مى كند و

از غير او خود را محفوظ نگه مى دارد. {كافى، ج5، ص324}


نوشته شده در سه شنبه هفدهم دی 1392ساعت 11:8 توسط زهــــــرا| |


پایان ماه روضه شد غم گرفته ام

هیئت
تمام گشته و ماتم گرفته ام

بعد از دو ماه گرفته صداهای ذاکران

تازه دلم شکسته شده دم گرفته ام

از مادرت بپرس نوکریم را قبول کرد؟

آیا برات کرببلا هم گرفته ام؟

افسوس
میخورم که ز خیرات سفره ات

از دست مهر مادرتان کم گرفته ام

دلتنگ
میشوم به خدا بر محرمت

خرده مگیریم ز چه ماتم گرفته ام

ای روضه خوان ادامه بده اشک و آه را

شعر وداع نه ... شور محرم گرفته ام ...!

نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم دی 1392ساعت 12:11 توسط زهــــــرا| |


طعنـه هـا دلسردت نکنـد بـانــو ...

بـا افتخـار در کوچـه هـای شهـر قـدم بـزن ...!

افسران - به ناز چادرم می نازم!

گـاهـی کـه چـادرم خـاکـی میشـود ...

از طعنــه هــای مــردم شـهــر ...

یاد چفیـه هـایی می افتـم ...

که برای چادری ماندنم ...

خــونـی شدند ...!


نوشته شده در یکشنبه دهم آذر 1392ساعت 18:32 توسط زهــــــرا| |

پـدرم مـرا  زهـــــرا  نامیـد ...

و مادرم از یادگار  زهــــرا
سلام الله  برایم گفت ...

تا عاشق صاحب اسمم نباشی ،

و عظمت یادگاری اش را درک نکنی ،

هیچ وقت ...

عشق من به چادرم را نخواهی فهمید !


نوشته شده در شنبه بیست و پنجم آبان 1392ساعت 22:11 توسط زهــــــرا| |

این روز ها تیرگے ِ چـادُرت رنـگُ بـوے ِ دیگـرے مے دهد بـانــو ...

تیرگے اش  به قامـتت ؛

  مرور چند صد ساله ے ِ بے کسے هـآ و مظلومیـت هـآسـت !

نوشته شده در جمعه هفدهم آبان 1392ساعت 11:16 توسط زهــــــرا| |


قدر سیاهی شب را ، قرص ماه می‌داند ؛

قدر چادر مشکی را ، دختر مسلمان ...

مثل کوه ، شکوه دارد این قامت بلند مشکی ...

پس چـــــــــــــــادرم ...

زن بودنــم را ارزش تویـی !

با من بمــــان

و زنانگی ام را تاج سر باش ...

این همه عزت و شخصیت را تو به من داده ای ...

بر سرم باش و عزیزم کن پیش خدا ...

وشاید دیگران ، از سختی‌های تکلیفی به نام حجاب گفته‌اند ؛

من امــّـــا ...

دلم میخواد به قدر لازم ، از لذّت‌های حقّی به نام حجاب فریاد بزنم ...




+ خدایم زیبایی و ارزش چادرم را در رفتار و گفتار و کردارم تجلی ساز ...

نوشته شده در چهارشنبه هشتم آبان 1392ساعت 20:48 توسط زهــــــرا| |

دختر سرزمین من

احساس میکنم این روزها معنای زیبایی را گم کرده ای

باور کن زیبایی در چشمهای امانتیه رنگ روشن و لبهای برجسته کرده سرخ نیست

باور کن هر چه قدر هم دماغت را کوچک کنی و سر بالایش کنی زیبا نخواهی شد

ملاک های زیباییت را تغییر بده

زیبایی ظاهری هر فرد همانیست که خداوند در وجودش قرار داده

زیبایی ظاهر زمانی به چشم خواهد آمد که تو قلب پاکی داشته باشی

آنوقت همه تو را زیبا خواهند دید

دختر زیبای سرزمین من

از صمیم قلب برایت آرزو میکنم زیبایی حقیقی گم شده ات را دوباره پیدا کنی

نوشته شده در جمعه سوم آبان 1392ساعت 19:54 توسط زهــــــرا| |

اخیراً زهرا اشراقی "نوه ی ناخلف امام راحل رحمت الله علیه"در مصاحبه ای گفته است :

تـرانـه هـای گـوگـوش ، هـایـده و مهستـی را گـوش میدهـم و دوست دارم در زمینـه ی حجـاب خطشکن بـاشـم،

عکس ِ بـدون ِ چـــادرم را بـه مجلـه هـای عـربـی داده ام تـا چـاپ کننـد ! در خـانـه مـاهـواره داریـم و آخـریـن

فیلم هـای هـالیوودی را میبینـم ! ( رسانـه هـا 92/7/21 )

وقتی از بیت ِ شریف ِ امـامت «جعفر کذاب» خارج شود عجیب نیست که در بیت ِ حضرت امام هم نوه ای

مانند «زهرا اشراقی» ظهور کند !

محضرِ زهـرا خـانم عرض میکنیم : همین بهتر که چـــادر را کنار گذاشته اید ! چون پوشیدن ِ چــــادر لیاقتی

میخواهد که شما فاقد آن شده اید ! چـــادر پوشش ِ زنان ِ با وقار و با متانت است ! نه بعضی ها ...

چند سال پیش (دقیقاً سال ِ 1375) در مراسمی که به مناسبت سالگرد ارتحال حضرت امام در حسینیه

شماره 2 جماران برگزار میشد ، محافظان مانع ِ ورود زهرا اشراقی به قسمت ِ جلوی حسینیه شدند !

آن هم به این دلیل که اورا نمی شناختند !

زهرا اشراقی چنان داد و قالی راه انداخت که من نوه ی امامم ! من اشراقی ام ! چرا من را نمی شناسید ؟

من باید جلوی حسینیه بنشینم و ....!

زهرا اشراقی جز ارتباط نسبی با امام چه دارد که پزش را بدهد ؟

تحصیلات عالیه ؟ ابتکار و اختراع ؟ تالیف و تحقیق ؟ اداره موسسه خیریه و ...؟


پ.ن: اخیراً اقای لاریجانی "رئیس مجلس" نیز نسبت به گزافه گویی های زهرا اشراقی واکنش نشان داده

که قابل تحسین است !

نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مهر 1392ساعت 20:26 توسط زهــــــرا| |

یادت باشه!


سهمیه ای، دختر یا پسری نیست که به ناحق صندلی مردودی های کنکور را اشغال کرده...

سهمیه ای اونه که وقتی تو در کلاس های گاج و قلم چی نشسته بودی

او در ناصر خسرو به دنبال دارو برای پدر جانبازش بود...

همان که وقتی نیمه شب کنج خانه میخواست درس بخواند ناله های پدر

روحش را خراش میداد...

همان که روز کنکور با سرفه های پدری شیمیایی بدرقه شد...


                                 سهمیه ای، عرضی داشتم : سهمیه ات نوش جان!

                      http://alihunter1.persiangig.com/image/%D8%AC%D8%A7%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%D8%A8%D8%A7.jpg

نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1392ساعت 10:15 توسط زهــــــرا| |

وقتی انتخابش کردم تنها یک دلیل داشتم :

به خاطر خدا ، برای قلب امام زمانم

اما وقتی تاج بندگی ام شد

یکی یکی خوبی هایش را کشف کردم

حالا وقتی توی خیابان

یا هروقت یا هرجا که احساس میکنم لازم است " رو " بگیرم

با همه ی وجودم ، برای وجودش شکـــــــر میکنم

و آرام در گوشش میگویم :

عزیزم ! اگه تو رو نداشتم چه میکردم ؟؟؟

حالا وقتی کسی میپرسد :

واقعـاً چادرت را دوست داری ؟

میترسم دوست داشتن واژه ی نارسایی باشد برای حس ِ من نسبت به چــــادرم !!!


نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مهر 1392ساعت 20:22 توسط زهــــــرا| |


میگفت :

ما نسل "غیرت روی خواهر" و "روشنفکری روی دوست دختریم"

نسل کادوی یواشکی ، نسل پول ماهانه vpn

نسل شینیون زیر روسری ،
نسل خوابیدن با sms

نسل درد دل باغریبه مجازی ، نسل جمله های کوروش و دکتر


نسل ترس ازمنکرات ،

نسل سوخته !!!



حال من برایت می گویم ...

ما  نسل "غیرتیم" روی وطن ، ناموس ، دیــــن

نسل "نماز شب یواشکی"

نسل پول ماهانه "صدقه"

نسل "چــادر روی روسری"

نسل "خوابیدن بانوای حسیـــــن "

نسل "درد دل با بی بی"

نسل جمله های امام و شهـــدا

نسل ترس ازشیطان ، نسل شکفتن 


مولـا نمیگذارم نسلی را که تو صاحبش هستی نسل سوخته بنامند

اینجا نسل غربت بچه شیعه است

نوشته شده در چهارشنبه دهم مهر 1392ساعت 20:12 توسط زهــــــرا| |

سلـام بـر آن یاران ِ آسمـانـی !

سلـام بـر آنـان کـه صادقـانـه ایستـادنـد ...

مـردانـه جنگیـدنـد ...

عـاشقـانـه شهیـد شُـدنـد ...

و چـه مظلـومـانـه از خـاطـرِ دنیـا طلبـان محـو شدنـد !


افسران - دعای مادر مستجاب شد . . .


" هفتـه ی دفـاع مقـدس گـرامـی بـاد "

نوشته شده در سه شنبه دوم مهر 1392ساعت 21:26 توسط زهــــــرا| |


به شیشه های اتاقم دوباره "هـا" کـردم

و از نوشتن نامت بر آن حیا کردم

به روی شیشه کشیدم شبیـه یک گنبد

به پای شیشه نشستم رضـا رضـا کردم


چه قشنگه اون موقع که نقاره ها با نواشون اشکو از چشما جاری میکنن ...

چه قشنگه هق هق زائری که از سرِ درموندگی سر به سجده میذاره جلو بارگاهت ...

چه دوست داشتنین زائرات آقا ... نگاهاشون ، حرفاشون ، همدلیاشون ، همه ی همه ی مهربونیاشون ...

چقد عجیبه اون لحظه ای که بدون اختیار به زانو میفتن جلو کرامتت ...

و چه اندازه زیباست پاسخت به رضا رضا گفتنشون ...

به التماساشون و به زجه هایی که از سر درموندگی سردادن ...


" بـه حلقـه هـای ضـریحت دلـم گـره خـورده "

" گـره گشـای من ، اینبـار این گـره مگشـای "

نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1392ساعت 13:13 توسط زهــــــرا| |

اعوذُ بالله منَ الشیطانِ الرجیمـ ... بسمـ الله ...


بـا تو اَم رفیق ... نگاش کن !!!

اگه این بچه میخنـــ:)ــده پس تو هم میتونی

بخنـــ:)ــــدی ...

فروشگاه اینترنتی کانادا

به پاهات نگاه کن ...

حالـا بلنـد بگو : خــدایـــا شُکـرت !!!

نوشته شده در جمعه بیست و دوم شهریور 1392ساعت 0:50 توسط زهــــــرا| |

مـادرم!

زمانی که خبر شهادتم را شنیدی ٬ گریه نکن!

زمان تشییع و تدفینم گریه نکن!

زمان خواندن وصیت نامه ام گریه نکن!

فقط زمانی گریه کن که مردان ما غیرت را فراموش میکنند و زنان ما عفت را !

وقتی جامعه ما را بی غیرتی و بی حجابی گرفت، گریه کن کــه اسلام در خطر است!


"شهید سعید زقاقی"


نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1392ساعت 23:26 توسط زهــــــرا| |


آپلود عکس


منبع :

http://rainy-boy1996.blogfa.com/

نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1392ساعت 23:10 توسط زهــــــرا| |

امروز شیطــان شدی چشـم هـای پسـران را ...

فردایی زود ... شیطــان میشـونـد هـزاران چشـم دل ِ همسرت را ...

حواست باشد بانـــــو ...

چیزی کـه عـوض دارد گلـه نـدارد !

 

نوشته شده در شنبه نوزدهم مرداد 1392ساعت 12:53 توسط زهــــــرا| |


دینت را حفظ کن ...
هم رنگ جماعت شدن به چه قیمتی ؟!

نوشته شده در یکشنبه سیزدهم مرداد 1392ساعت 15:3 توسط زهــــــرا| |


ما خون دلها  خورده ایم ، قرارمان برای نسل نوجوان و جوان این نبود !

من آنروز یک عشق داشتم ؛ پیروزی یا شهادت ، بعضی ها امروز  هر ساعت ،

عاشق و معشوق  آدم های غریبه می شوند  و به سادگی دل می دهند و دل ربایی می کنند!

 من آنروز از گل و لای و خاک سنگرها  بر لباسهای ساده ام  لذت می بردم

و بعضی ها امروز از شلوارهای لی  خاک نما و پاره پوره خارجی !

 من آنروز در جبهه زیر آفتاب داغ ، چفیه بر سر می انداختم تا نسوزم ،

بعضی ها امروز رو سری از سر انداخته اند که موی سر به نامحرم نشان داده

و بسوزند ودیگران راهم بسوزانند !

 من در شب قبل از عملیات بر دستانم  حنا می زدم  تا در جشن پیروزی  یا شهادت شرکت کنم ،

بعضی ها امروز  بر چهره شان  هفت قلم مواد آرایشی خارجی می زنند  تا به نامحرم بگویند : من   های  کلاسم ،  نگاهم کنید !

من آنروز در وصیت نامه ام می نوشتم :

خواهرم حجاب تو بر علیه دشمن از خون من موثر تر است ،

بعضی ها امروز حتی در پروفایل شان می نویسند :

همیشه به روز هستم ، دوره و زمانه  عوض شده 

و عشق من مد گرایی و تقلید از غربی هاست !چادر را تجربه نکرده ام ، قدیمی است !

من آنروز در بیسیم از بچه های پشتیبان می خواستم از طرفم برای دشمن نخود

و آجر و سنگ ( آتش) بفرستند ،  بعضی ها امروز به هر ناشناسی می گویند :

برایم  شارژ بفرست !

 من آنروز مشامم از بوی  دود و باروت پر بود و برای رسیدن به هدفم ،

از آن لذت می بردم ، بعضی ها امروز از بوی الکل در انواع ادکلن های خارجی !

من آنروز خشاب و اسلحه ام را برای نابودی دشمن در بغل گرفته بودم

و بعضی ها امروز سگ های نجس تزیینی گران قیمت را !

من آنروز در جبهه ، اوقات فراغتم را در چاله هایی ، قرآن و دعا می خواندم ،

اسغفار می کردم و لذت می بردم ،  بعضی ها امروز در چت رو م ها 

به دنبال عشق ناشناس و گمشده ساعتها به بطالت ، پرسه می زنند و روم عوض می کنند !

 من آنروز در هنگام عملیات ، در گوشی  بیسیم ، یا زهرا(س) و یا حسین(ع)  می گفتم

و بعضی ها امروز در گوشی خود ،از نفس ، عشق ، ناز و فدایت شوم به نامحرم و ناشناس!

 

 من آنروز در خط ، یک دست لباس خاکی داشتم وبا آن احساس غرور ،

زیبایی و عزت کرده و شکر خدا می گفتم ،  بعضی ها امروز لباس های رنگارنگ خارجی

و صورتی تزیین شده اما  خود انگاره ای زشت 

که هیچگاه با تغییر مد ،از خودشان راضی نمی شوند !

من آنروز با ذکر استغفرالله وقت می گذراندم و بعضی ها امروز 

با دگمه های بیجان موبایل برای اس ام اس های عاشقانه جدید  و

یا کلیدهای کیبورد برای ارسال پیام های عمومی دعوت

به دوستی با نامحرمان در چت روم ها !

 من آنروز  باد گیرم را تا روی  دست و پا می کشیدم  تا شیمیایی نشوم

و برای دفاع توان داشته باشم،  بعضی ها امروز  شلوار و مانتوی کوتاه

را انتخاب کرده اند که رهگذران را هم آلوده کنند !

من آنروز خواب را بر چشمانم حرام می کردم تا ذلیل حمله غافلگیرانه دشمن نشوم

، بعضی ها امروز خواب را با نگاه به مانیتور کوچک موبایل برای اعلام تعهد باطل به نامحرم

، بر خود حرام کرده اند!

نه !  این قرارمان نبود !  ما رفتیم تا شما نیز راهمان را ادامه دهید ،

رفتیم تا امنیت امروز را به ارمغان بیاوریم  و تو بتوانی عفت و حجاب فاطمی را بر گزینی !

رفتیم تا دشمن ، نتواند حیای شما را به بی حیایی تبدیل کند ،

رفتیم تا اطاعت کنیم از قرآن و رسول و اولی الا مر ، تو هم  مراعات کن ! 

بر گرد و اندکی بیاندیش  ؛  ... ما خون دلها  خورده ایم !

نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1392ساعت 23:19 توسط زهــــــرا| |

او تـولّــد یـافـت جـانبـازی کنــد ...

میـهنـم ایـران سـرافـرازی کنــد ...

او تـولّــد یـافـت تــا رهبـر شــود ...

مـا همـه عشـاق او دلبـر شـود ...

او تـولّــد یـافـت گـردد نــور عیـن ...

بـرتـریـن آقـا پـس از پـیـر خمـیـن ...

مــا همـه عمــار او بـاشـد ولــی ...

جـان مــا قربـان تـو سیـد علـــی ...


نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1392ساعت 1:1 توسط زهــــــرا| |

بسم رب الزهرا(س)
سلام...
خواننده روسی.........اینم هنرمند ایرانی؟؟!!
چرا به سمتی پیش رفته ایم که باید نیروی انتظامی یا ارگان های کشوری جلوی بی حجابی را بگیرد؟

Safe6344537945791.jpg

مگر دختر یا زن ایرانی با دین اسلام و حجاب آشنا نیست؟

فکر میکنید مخالفان حجاب چه کسانی هستند؟

مبارزه با بدحجابی

آیا می دانید آنان که با حجاب مخالفند، در حقیقت با چندین آیه ی قرآن که در دو سوره ی نور و احزاب در زمینه ی لزوم حجاب و پوشش کامل زنان نازل شده است مخالفند؟!؟
آیا می دانید مخالفت با حجاب اسلامی بیشتر از مردان هوس ران است.
مگر بانوی ایرانی نمیدانید که چگونه باید شیطان درون خود را مهار کند و رواج فساد و بی بندباری را بگیرد؟

بدحجابی

آیا هر کدام از ما نمیدانیم که چه باید بکنیم؟
پوشش بانوان سینمای ایران؛ اسلامی یا غیر اسلامی؟آیا پوشش بازیگران زن ایرانی در انظار عمومی، اسلامی این است؟
امروز چی بپوشیم؟ سؤال کردن هیچ اشکالی نداره، چرا که گاهی باعث کشف پدیده های جدید می شه؛ اما این « ... چی بپوشم؟ » منجر به کشفی شد که نسل بشر رو بدجوری به خودش مشغول کرده؛ کشف مد!
آرایش دختران نوجوان و جوان ، سن آنها را بسیار بیشتر از آنچه که هست نشان می دهد !
امروز به این فکر می کردم که در جامعه امروز ما اکثر خانم ها در گناه هستند و کسی هم اینها رو امر به معروف نمی کند
بابا!دین نگفته اگر چهار تا دونه مو رو نشون بدی اشکالی نداره!
حتی یک تار مو دختر هم نباید به نا محرم نشان داده شود!

بدحجابی

مگر اسلام حد و مرز گذاشته برای پوشش موی سر؟
همه موی سر باید پوشیده بشه.حتی یک تار مو بلکه کمتر هم نباید نشون داده بشه!
همه دستها به جز مچ و انگشتان دست باید پوشیده شود!

حجاب

چرا باید با کارامون دله آقا امام زمون رو به درد بیاریم؟

""""این مملکت جوون دادند تا بی حیایی و عفت ارزون نشه...""""

فقط میتونم بگم::

{{{شهدا شرمنده ایم.شرمنده....}}}


منبع : http://bahamhastin92.blogfa.com/

نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم تیر 1392ساعت 0:59 توسط زهــــــرا| |

وسایل لازم برای سفر همیشگی آخرت...


1- ابتدا گذرنامه زیر را تکمیل کنید:

نام: انسان                   نام خانوادگی: آدمی زاد         نام پدر: آدم             نام مادر: حوا

لقب: اشرف مخلوقات      نژاد: خاکی                         صادره از: دنیا          

ساکن: کهکشان راه شیری - منظومه شمسی - زمین   

ساعت حرکت و پرواز: هروقت خدا صلاح بداند

مکان: بهشت اگر نشد جهنم


2- وسایل مورد نیاز:

دو متر پارچه سفید - عمل نیک - انجام واجبات و ترک محرمات - امر به معروف و نهی از منکر - نماز اول وقت -

دعای والدین و مومنین - ولایت ائمه اطهار - 


توجـــــــــــــــــــه:

1- خواهشمند است جهت رفاه خود خمس و زکات را قبل از پرواز پرداخت نمایید.

2- از آوردن ثروت ، مقام ، منزل ، ماشین ، حتی داخل فرودگاه خودداری نمایید.

3-جهت یادگاری قبل از پرواز اموال خود را بین فرزندان و امور فقرا و مستضعفین مشخص نمایید.

4- از آوردن بار اضافی از قبیل حق الناس ، غیبت ، تهمت و غیره خودداری نمایید.


"برای کسب اطلاعات بیشتر به قران و سنت پیامبر مراجعه نمایید"

"تماس و مشاوره به صورت شبانه روزی - رایگان - مستقیم و بدون وقت قبلی می باشد"


درصورتی که قبل از پرواز به مشکلی برخوردیدبا شماره های زیر تماس حاصل فرمایید:

سوره بقره 186 - سوره نساء 45 - سوره توبه 129 - سوره اعراف 55 - سوره الطلاق 2و3

نوشته شده در سه شنبه ششم فروردین 1392ساعت 12:25 توسط زهــــــرا| |


Design By : maku-basij