ღ دست نوشته های دختر چادری ღ

دست نوشته های دختر چادری

شنبه بیست و دوم شهریور 1393 | 12:26 | زهــــــرا |
 http://upcity.ir/images2/57542839596292222022.jpg

 

نگـاه به حسن ِ جمال ِ جنس ِ مخالف ضررهایی دارد که به طور خلاصه اشاره میشود :

1- می بینی ، می خواهی ، به وصالش نمی رسی ، دچار افسردگی میشوی !

2- می بینی ، شیفته می شوی ، عیب ها را نمی بینی ، ازدواج میکنی ، طلاق می دهی !

3- می بینی ، با همسرت مقایسه می کنی ، ناراحت می شوی ، بداخلاقی می کنی !

4- می بینی ، لذت می بری ، به این لذت عادت می کنی ، چشم چران می شوی ،

در نظر دیگران خوار می گردی !

5- می بینی ، عاشق می شوی ، از راه حلال نمی رسی ، دچار گناه میشوی !

6- می بینی ، دائم به او فکر می کنی ، از یاد خدا غافل می شوی ، از عبادت لذت نمی بری !

 

حالـا متوجه شدی نباید نگاه کنی؟؟؟

 

چهارشنبه دوم مهر 1393 | 22:41 | زهــــــرا |
چادر من دکور صحنه ای شما نیست ...

چادر من وسیله خنده و ژست گرفتن شما نیست ...

چادر من لباس شهرت شما نیست که بپوشید و عکس بگیرید ...

چادر من حرمت دارد ...

پرچم من است ...

حرمت بگذارید تا من هم به شما احترام بگذارم ...

1402686768721667_orig.jpg


tags:حجاب, چادر, شهرت
شنبه بیست و نهم شهریور 1393 | 21:12 | زهــــــرا |
http://upcity.ir/images2/07661296170327827628.jpg

 

جـوانـان قـدیـم یـواشکـی یـه کـارهـایـی میکـردنـد !

مثلـــاً :

یـواشکی ساکشان را می بستند و بدون اینکه پدر و مادر بفهمند با خودشان بیرون

می بردند و به بهانه ی مدرسه ، جیم میزدند و میرفتند جبهه ...

قبلش یـواشکی دست برده بودند توی شناسنامه و سن ـِـشان را تغییر داده بودند ...

بعضی ها یـواشکی دار و ندارشان را میدادند به فقرا یا کمک میکردند به جبهه ...

شب ها یـواشکی از چادر یا سنگر میزدند بیرون و نماز شب میخواندند ...

یـواشکی هایشان هم عالمی داشت !


شهــــــدا !

شما که صدایتان به خدا میرسد ...

به او بگویید خلوت های ما را نگاه نکند !

" آخر دیگر یواشکی هایمان عوض شده است ..."

« کلیک »


tags:آزادی های یواشکی, جوانان قدیم, جبهه, شهدا
دوشنبه بیست و هفتم مرداد 1393 | 9:45 | زهــــــرا |
http://s5.picofile.com/file/8134823476/%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C_%D9%85%D8%A7_%D8%AF%D8%B1_%D8%AD%D8%AC%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%D8%B3%D8%AA.JPG

+ برای آنهایی که بی خبرند :

جدیدا در فیسبوک صفحه ای ایجاد شده که از طرف عوامل خارجی مدیریت میشود و در آن          از دختران ایرانی می خواهند که عکس های بی حجاب خود را منتشر کنند.


ما هم دختریم !

ما هم ایرانی هستیم !

ما هم جوانیم !

ما دُختران قرن بیستُ یک این کمپین را تحریم می کنیم و خطاب به مدیرانِ وقیح آن می گوئیم :

ما آزادی مان را در حجاب می بینیم :) تا کور شود هر آنکه نتواند دید !

 


tags:فیسبوک, آزادی های یواشکی, حجاب, چادر
چهارشنبه بیست و دوم مرداد 1393 | 13:0 | زهــــــرا |

بنـدگـی ام را آشکــارا به رُخ می کشـم

لذتـش بیشـتر است ،

از آزادی یـواشکـی تـو ...

مـدام به یادتــ باشد :

و خداوند بر همه چیـز آگـاه است ... (1)

1. "هو معکم این ما کنتم و الله بما تعملون بصیر"

هرکجا باشید او با شماست و به هرچه کنید به خوبی آگاه است {آیه 4 سوره حدید}


tags:فیسبوک, آزادی های یواشکی, حجاب, قرآن
جمعه دهم مرداد 1393 | 13:12 | زهــــــرا |
+ چادری که باشی راننده تاکسی در جواب سلامت میگه : سلام خانـــوم ...

+ چادری که باشی حتی جنتلمن ترین هاش هم میدونن که نباید دستشونو دراز کنن و بخوان

که بهشون دست بدی ...

+ چادری که باشی تنها سیاهی که ازت دیده میشه چادرت ِ ، نه خط چشمت ...

+ چادری که باشی یه فروشنده ای هم پیدا میشه که با اکراه بهت بگه : " خانوم این دامنی

که انتخاب کردین کوتاهه اگه میخواین بیارم؟ " بعد تو با خودت بگی لابد فروشنده فکر میکنه

من همیشه چادر سَرَمه !

+ چادری که باشی نزدیک پله برقی کمی مکث میکنی تا چادرتو جمع و جور کنی ...

+ چادری که باشی وقتی می بینی دو سه متر بعد از رد کردن حراست ، دخترا چادراشون رو

مچاله میکنن و تو کیفشونو و حس پیروزی رو با ولع مزه مزه میکنن ، دلت میشکنه ...

+ چادری که باشی قید کوله پشتی رو میزنی ، هر چند با هر بار دیدنش دلت ضعف میره ...

+ چادری که باشی سرت بالاست ، نگاهت پایینه ...

+ چادری که باشی تو هر سطح براقی چادرتو چک میکنی نه میزان پوش موهاتو ...

+ چادری که باشی یه جاهایی ترجیح میدی دیده ها و شنیده هاتو به روی خودت نیاری ...

+ چادری که باشی همیشه قیمت پارچه چادری رو میدونی ...

+ چادری که باشی یه وقتایی زود مورد قضاوت قرار می گیری ... یه وقتایی زود بهت برچسب ِ

[خشک مقدس] میزنن ...

+ چادری که باشی هستن آدمایی که بخوان انتقام تضادشون با جامعه و نظام رو از تو بگیرن !

http://media.afsaran.ir/si1xP9_480.jpg

کافیست عشق را لمس کنی !

آن وقت است که گرمای وجودش را ، با هیچ خنکایی ... با هیچ نسیمی ... عوض نمیکنی ...!


tags:حجاب, چادر
چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393 | 22:3 | زهــــــرا |
82.pngحجاب آسمانـــی تـــرین راه برایِ رسیــــدَن به خـــداستـــ82.png

http://axgig.com/images/17388477891575121168.jpg

 

امام خـــــامنه ای:

حجاب مايه‌ ى تشخص و آزادى زن است ؛

برخلاف تبليغات ابلهانه و ظاهربينانه‌ى ماديگرايان، مايه‌ ى اسارت زن نيست .

زن با برداشتن حجاب هاى خود ، با عريان كردن آن چيزى كه خداى متعال و طبيعت پنهان بودن

آن را از او خواسته ، خودش را كوچك ميكند ، خودش را سبك ميكند ، خودش را كم‌ ارزش ميكند

حجاب وقار است، متانت است، ارزشگذارى زن است، سنگين شدن كفه‌ى آبرو و احترام اوست ؛

اين را بايد خيلى قدر دانست و از اسلام بايد به خاطر مسئله‌ى حجاب تشكر كرد ؛

اين جزء نعمتهاى الهى است !

 


tags:حجاب, آیت الله خامنه ای
چهارشنبه چهاردهم خرداد 1393 | 18:29 | زهــــــرا |
اگه دو خط دو طرف عدد قرار بگیرند ...

عدد را مثبت می کند ...

حتی اگر منفی باشد !

دو خط که اسمشان قدر مطلق است !

چــــــــــادر من ؛

قدر مطلق من است !

چه خوب باشم چه بد ...

از من انسانی خوب می سازد ...!

افسران - قدر مطلق


+ یادت باشد ؛ قدر مطلق عدد را مثبت جلوه نمی دهد ، عدد را مثبت می کند ...


دوشنبه یکم اردیبهشت 1393 | 23:30 | زهــــــرا |
میگن : موجیه ! دیوونه است ! باید ازش دور شد ...

میگن : موجیه ! باید دست و پاش رو به تخت بست ... باید زندانیش کرد ...

میگن : موجیه ! امیدی بهش نیست ! عقل درست حسابی نداره ...

میگن : موجیه ! اصلا کی بهش گفت بره جبهه ... بره جنگ ... بره جلو گلوله ؟

میگن : موجیه ! خطر سازه ... بحران آفرینه ... باید از آدما دورش کرد ...



میگم : موجیه ! عاقله ... باصفاست ... با مرامه ...

میگم : موجیه ! بی آزاره ... دلش دریاست ... هنوزم اهل خاکریزه ...

میگم : موجیه ! جانبازه ... واسه من ... واسه تو ... واسه ما ...

میگم : موجیه ! دمش گرم وقتی خیلی ها خواب بودن شد سپر بلا ...

میگم : موجیه ! خطرناکه ... وقتی به ارزشهاش توهین بشه میزنه به سیم آخر ...

 موجی.jpg
دوشنبه بیست و پنجم فروردین 1393 | 23:18 | زهــــــرا |

ننگ بر شیعه بودن من اگر ، مجلس روضه ای به پا نکنم

روزی فاطمه "علیها سلـام" حرامم باد ، اگر این عید را عزا نکنم ...!

+ اللهم العن قاتلی فاطمه الزهرا علیها سلـام ...

پ.ن : گفتند عوام عید گرفتند ... بگیرند ...

ما در غم زهـــــرای علـــــی تیره لباسیم !!!

جمعه یکم فروردین 1393 | 18:16 | زهــــــرا |


ناگهان بال و پرم آتش گرفت ...

سوختم پا تا سرم آتش گرفت ...

با گلت سیلی نمیدانی چه کرد ...

پلک چشمان ترم آتش گرفت ...

دست آن نامرد داغ از کینه بود ...

زد به رویم معجرم آتش گرفت ...

گرم عشقت بودم از خود بی خبر ...

بین شعله پیکرم آتش گرفت ...

با تماشای تن خونین من ...

قلب زینب دخترم آتش گرفت ...

بانگ سر دادم که ای فضه بیا ...

نازدانه گوهرم آتش گرفت ...

روضه خوانم شد خدا فرمود آه ...

دختر پیغمبرم آتش گرفت ...

شنبه بیست و چهارم اسفند 1392 | 22:30 | زهــــــرا |
http://mp313.ir/i/avatars/1397123677886534.png
به چادرت میخندند...

به تاج بندگی ات طعنه میزنند ...

مبادا دلسرد شوی بانو ...

هیزم برای آتش غربت زهرا نباش ...

که این روزها فاطمه خیلی غریب است ...

 
+ الســـلـام علیک یـا فـاطمـة الـزهـرا "سلـام الله علیها "
 
جمعه نهم اسفند 1392 | 12:21 | زهــــــرا |
دختـر کـه باشی ، هر دم دلت ضعف میرود برای مــادرت !!!

 md2 جمله های جدید و زیبا تبریک روز مادر

التمـاس ِ دعـا بـرای ِ مـــــادرم :(

پنجشنبه هفدهم بهمن 1392 | 18:1 | زهــــــرا |
چـادرِ مـن

نـه بـرای نشـان دادن فقـر در سریـال هـای کشـورم است ...

نـه لبـاس متهمـان ِ دادگـاه و زنـدان هـا ...

چـادر مـن تـاج بنـدگـی مـن است ...

سنـد زهـرایی بـودنـم را امضــا میکنـد ...!

http://khaleghdad.persiangig.com/%D8%AD%D8%AC%D8%A7%D8%A8.jpg

پنجشنبه سوم بهمن 1392 | 18:53 | زهــــــرا |
 

عرش ِ زیـر پــایـت ، برایـت بهشـت میشـود

وقتـی کـه

گـام هـایـت را بـا وقــار روی  آن مینهی ...

و با هر وزش ِ چــادرت ؛

عطـر ِخـُـدا را در فضـا می پراکنی ...

 

1334482410113286_large.jpg

  بـــانو ؛ تو و وقـارَت ،

مصـداق ِ " فَتَبـآرکَ اللهُ احسَنَ الخـآلقین" ایـد ...

 

پنجشنبه بیست و ششم دی 1392 | 18:33 | زهــــــرا |
دختراني را مي شناسم كه صورتي مي پوشند ...!

لاك قرمز مي زنند ...!

ناز مي كنند ...!

عروسك دارند ...!

لوس مي شوند گــآهي

و لبخنـــد مي زنند

اينهايي  كه مي شناسم دخترند ...!

ولي

به دخترانه هايشان چوب حراج نزدند ...!

ياد گرفته اند "همه" لايق دخترانه ها نيستند ...! (1)

اينهــآ هم دختـرند

با چاشني چــآدر

و نمك حيــا ...


 

1- رسول اكرم :

بهترين زنان ، آن زن بسيار مهربان و پاكدامن است كه براى شوهرش خودآرايى

مى كند و از غير اوخود را محفوظ نگه مى دارد. {كافى، ج5، ص324}

 

سه شنبه هفدهم دی 1392 | 11:8 | زهــــــرا |
پایان ماه روضه شد غم گرفته ام

هیئت
تمام گشته و ماتم گرفته ام

بعد از دو ماه گرفته صداهای ذاکران

تازه دلم شکسته شده دم گرفته ام

از مادرت بپرس نوکریم را قبول کرد؟

آیا برات کرببلا هم گرفته ام؟

افسوس
میخورم که ز خیرات سفره ات

از دست مهر مادرتان کم گرفته ام

دلتنگ
میشوم به خدا بر محرمت

خرده مگیریم ز چه ماتم گرفته ام

ای روضه خوان ادامه بده اشک و آه را

شعر وداع نه ... شور محرم گرفته ام ...!

پنجشنبه دوازدهم دی 1392 | 12:11 | زهــــــرا |

طعنـه هـا دلسردت نکنـد بـانــو ...

بـا افتخـار در کوچـه هـای شهـر قـدم بـزن ...!

افسران - به ناز چادرم می نازم!

گـاهـی کـه چـادرم خـاکـی میشـود ...

از طعنــه هــای مــردم شـهــر ...

یاد چفیـه هـایی می افتـم ...

که برای چادری ماندنم ...

خــونـی شدند ...!


یکشنبه دهم آذر 1392 | 18:32 | زهــــــرا |
پـدرم مـرا زهـــــرا  نامیـد ...

و مادرم از یادگار  زهــــرا "
سلام الله"  برایم گفت ...

تا عاشق صاحب اسمم نباشی ،

و عظمت یادگاری اش را درک نکنی ،

هیچ وقت ...

عشق من به چادرم را نخواهی فهمید !


 

شنبه بیست و پنجم آبان 1392 | 22:11 | زهــــــرا |

این روز ها تیرگے ِ چـادُرت رنـگُ بـوے ِ دیگـرے مے دهد بـانــو ...

تیرگے اش  به قامـتت ؛

  مرور چند صد ساله ے ِ بے کسے هـآ و مظلومیـت هـآسـت !

جمعه هفدهم آبان 1392 | 11:16 | زهــــــرا |


قدر سیاهی شب را ، قرص ماه می‌داند ؛

قدر چادر مشکی را ، دختر مسلمان ...

مثل کوه ، شکوه دارد این قامت بلند مشکی ...

پس چـــــــــــــــادرم ...

زن بودنــم را ارزش تویـی !

با من بمــــان

و زنانگی ام را تاج سر باش ...

این همه عزت و شخصیت را تو به من داده ای ...

بر سرم باش و عزیزم کن پیش خدا ...

وشاید دیگران ، از سختی‌ های تکلیفی به نام حجاب گفته‌اند ؛

من امــّـــا ...

دلم میخواد به قدر لازم ، از لذّت‌ های حقّی به نام حجاب فریاد بزنم ...




+ خدایم زیبایی و ارزش چادرم را در رفتار و گفتار و کردارم تجلی ساز ...

 

چهارشنبه هشتم آبان 1392 | 20:48 | زهــــــرا |
دختر سرزمین من

احساس میکنم این روزها معنای زیبایی را گم کرده ای

باور کن زیبایی در چشمهای امانتیه رنگ روشن و لبهای برجسته کرده سرخ نیست

باور کن هر چه قدر هم دماغت را کوچک کنی و سر بالایش کنی زیبا نخواهی شد

ملاک های زیباییت را تغییر بده

زیبایی ظاهری هر فرد همانیست که خداوند در وجودش قرار داده

زیبایی ظاهر زمانی به چشم خواهد آمد که تو قلب پاکی داشته باشی

آنوقت همه تو را زیبا خواهند دید

دختر زیبای سرزمین من

از صمیم قلب برایت آرزو میکنم زیبایی حقیقی گم شده ات را دوباره پیدا کنی

جمعه سوم آبان 1392 | 19:54 | زهــــــرا |
اخیراً زهرا اشراقی "نوه ی ناخلف امام راحل رحمت الله علیه"در مصاحبه ای گفته است :

تـرانـه هـای گـوگـوش ، هـایـده و مهستـی را گـوش میدهـم و دوست دارم در زمینـه ی حجـاب

خطشکن بـاشـم، عکس ِ بـدون ِ چـــادرم را بـه مجلـه هـای عـربـی داده ام تـا چـاپ کننـد !

در خـانـه مـاهـواره داریـم و آخـریـن فیلم هـای هـالیوودی را میبینـم ! ( رسانـه هـا 92/7/21 )

وقتی از بیت ِ شریف ِ امـامت «جعفر کذاب» خارج شود عجیب نیست که در بیت ِ حضرت امام

هم نوه ای مانند «زهرا اشراقی» ظهور کند !

محضرِ زهـرا خـانم عرض میکنیم : همین بهتر که چـــادر را کنار گذاشته اید !

چون پوشیدن ِ چــــادر لیاقتی میخواهد که شما فاقد آن شده اید !

چـــادر پوشش ِ زنان ِ با وقار و با متانت است ! نه بعضی ها ...

چند سال پیش (دقیقاً سال ِ 1375) در مراسمی که به مناسبت سالگرد ارتحال حضرت امام در

حسینیه شماره 2 جماران برگزار میشد ، محافظان مانع ِ ورود زهرا اشراقی به قسمت ِ جلوی

حسینیه شدند ! آن هم به این دلیل که اورا نمی شناختند !

زهرا اشراقی چنان داد و قالی راه انداخت که من نوه ی امامم ! من اشراقی ام !

چرا من را نمی شناسید ؟ من باید جلوی حسینیه بنشینم و ....!

زهرا اشراقی جز ارتباط نسبی با امام چه دارد که پزش را بدهد ؟

تحصیلات عالیه ؟ ابتکار و اختراع ؟ تالیف و تحقیق ؟ اداره موسسه خیریه و ...؟

 

پ.ن: اخیراً اقای لاریجانی "رئیس مجلس" نیز نسبت به گزافه گویی های زهرا اشراقی

واکنش نشان داده که قابل تحسین است !

 

دوشنبه بیست و نهم مهر 1392 | 20:26 | زهــــــرا |
یادت باشه!


سهمیه ای ، دختر یا پسری نیست که به ناحق صندلی مردودی های کنکور را اشغال کرده...

سهمیه ای اونه که وقتی تو در کلاس های گاج و قلم چی نشسته بودی ، او در ناصر خسرو

به دنبال دارو برای پدر جانبازش بود...

همان که وقتی نیمه شب کنج خانه میخواست درس بخواند ناله های پدر روحش را خراش میداد...

همان که روز کنکور با سرفه های پدری شیمیایی بدرقه شد...

 

سهمیه ای، عرضی داشتم : سهمیه ات نوش جان!

   http://alihunter1.persiangig.com/image/%D8%AC%D8%A7%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%D8%A8%D8%A7.jpg

 

پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1392 | 10:15 | زهــــــرا |
وقتی انتخابش کردم تنها یک دلیل داشتم :

به خاطر خدا ، برای قلب امام زمانم

اما وقتی تاج بندگی ام شد

یکی یکی خوبی هایش را کشف کردم

حالا وقتی توی خیابان

یا هروقت یا هرجا که احساس میکنم لازم است " رو " بگیرم

با همه ی وجودم ، برای وجودش شکـــــــر میکنم

و آرام در گوشش میگویم :

عزیزم ! اگه تو رو نداشتم چه میکردم ؟؟؟

حالا وقتی کسی میپرسد :

واقعـاً چادرت را دوست داری ؟

میترسم دوست داشتن واژه ی نارسایی باشد برای حس ِ من نسبت به چــــادرم !!!


پنجشنبه هجدهم مهر 1392 | 20:22 | زهــــــرا |
میگفت :

ما نسل "غیرت روی خواهر" و "روشنفکری روی دوست دختریم" ...

نسل کادوی یواشکی ، نسل پول ماهانه vpn ...

نسل شینیون زیر روسری ،
نسل خوابیدن با sms ...

نسل درد دل باغریبه مجازی ، نسل جمله های کوروش و دکتر
...

نسل ترس ازمنکرات ... نسل سوخته ...!!!



حال من برایت می گویم ...

ما  نسل "غیرتیم" روی وطن ، ناموس ، دیــــن ...

نسل "نماز شب یواشکی" ...

نسل پول ماهانه "صدقه" ...

نسل "چــادر روی روسری" ...

نسل "خوابیدن بانوای حسیـــــن " ...

نسل "درد دل با بی بی" ...

نسل جمله های امام و شهـــدا ...

نسل ترس ازشیطان ،نسل شکفتن ...

 

مولـا نمیگذارم نسلی را که تو صاحبش هستی نسل سوخته بنامند ...

اینجا نسل غربت بچه شیعه است !

 

چهارشنبه دهم مهر 1392 | 20:12 | زهــــــرا |

سلـام بـر آن یاران ِ آسمـانـی !

سلـام بـر آنـان کـه صادقـانـه ایستـادنـد ...

مـردانـه جنگیـدنـد ...

عـاشقـانـه شهیـد شُـدنـد ...

و چـه مظلـومـانـه از خـاطـرِ دنیـا طلبـان محـو شدنـد !


افسران - دعای مادر مستجاب شد . . .


" هفتـه ی دفـاع مقـدس گـرامـی بـاد "

سه شنبه دوم مهر 1392 | 21:26 | زهــــــرا |

به شیشه های اتاقم دوباره "هـا" کـردم

و از نوشتن نامت بر آن حیا کردم

به روی شیشه کشیدم شبیـه یک گنبد

به پای شیشه نشستم رضـا رضـا کردم


چه قشنگه اون موقع که نقاره ها با نواشون اشکو از چشما جاری میکنن ...

چه قشنگه هق هق زائری که از سرِ درموندگی سر به سجده میذاره جلو بارگاهت ...

چه دوست داشتنین زائرات آقا ... نگاهاشون ، حرفاشون ، همدلیاشون ، همه ی همه ی مهربونیاشون ...

چقد عجیبه اون لحظه ای که بدون اختیار به زانو میفتن جلو کرامتت ...

و چه اندازه زیباست پاسخت به رضا رضا گفتنشون ...

به التماساشون و به زجه هایی که از سر درموندگی سردادن ...


" بـه حلقـه هـای ضـریحت دلـم گـره خـورده "

" گـره گشـای من ، اینبـار این گـره مگشـای "

سه شنبه بیست و ششم شهریور 1392 | 13:13 | زهــــــرا |

اعوذُ بالله منَ الشیطانِ الرجیمـ ... بسمـ الله ...


بـا تو اَم رفیق ... نگاش کن !!!

اگه این بچه میخنـــ:)ــده پس تو هم میتونی

بخنـــ:)ــــدی ...

فروشگاه اینترنتی کانادا

به پاهات نگاه کن ...

حالـا بلنـد بگو : خــدایـــا شُکـرت !!!

جمعه بیست و دوم شهریور 1392 | 0:50 | زهــــــرا |
Shik Them